امر‌به‌معروف نهي‌از‌منكر و رابطة آن با حقوق بشر

گفت‌وگو با آيت‌الله محي الدين حائري شيرازي

آيت‌الله حائري شيرازي از جمله عالمان ديني است كه همواره دربارة بسياري از مسائل اجتماعي، فرهنگي و سياسي دغدغه‌هاي جدي داشته‌اند و همواره كوشيده‌اند راهكارها و ديدگاه‌هاي مناسبي براي حل مسائل مطرح سازند. يكي از ويژگي‌هاي ايشان مثال‌هاي شيوا و كاربردي براي تبيين دقيق موضوع است. آنچه در ادامه مي‌آيد، گفت‌وگو، با ايشان درباره موضوع امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر و نسبت آن با حقوق بشر است.

مراد از امر‌به‌معروف و نهي از منکر چيست
و جايگاه اين فريضه در منظومه آموزه‌هاي ديني چگونه است؟

در امر‌به‌معروف و نهي از منکر بايد دو کار را انجام داد؛ عده‌اي بايد معروفيت واجبات فراموش‌شده را دوباره احيا و شفاف کنند تا زمينه براي امر‌به‌معروف فراهم شود؛ يعني گروه اول جاده‌صاف‌کن‌هاي امر‌به‌معروف، و کساني هستند که معروفيت واجبات را به وسيله کارهاي فرهنگي و برنامه‌هاي مختلف دوباره زنده مي‌کنند. گروه ديگر بايد به معروف‌هاي احياشده امر کنند تا اين معروفيت از کار نيفتد؛ رسالت مهم امر‌به‌معروف، حفظ معروفيت معروف به وسيله امر، و احياي منکريت منکر به وسيله نهي است.

عرصه‌هايي را که دشمن مي‌کوشد معروف را از معروفيت ساقط کند، حوزه اساسي نبرد ما با دشمن در جنگ فرهنگي است؛ يعني شب‌هاي عروسي، جشن تولد و... ميدان جنگ نرم است. جنگ نرم را از اينجا آغاز مي‌کنند و به‌تدريج توسعه مي‌دهند ×××

در حقيقت گروهي که معروفيت را احيا مي‌کنند، خمير را به شکل نان در‌مي‌آورند و آن کساني که نهي از منکر و امر‌به‌معروف مي‌کنند، اين خمير را به تنور مي‌زنند و تنور را داغ نگه مي‌دارند؛ زيرا تنور امر‌به‌معروف و نهي از منکر نبايد سرد شود. وقتي معروفيت معروف و منکريت منکر از آن گرفته شود، کار کردن روي آنها سخت است؛ در واقع، مانند آهني سردشده است که نمي‌توان آن را کوبيد و به شکل مورد نظر درآورد؛ يعني کار بي‌نتيجه است. دشمنان اسلام دقيقاً متوجه اين نکته شده‌اند و بيشتر وقت‌شان را صرف از معروفيت انداختن معروف و بلکه منکر کردن معروف، و از منکريت انداختن منکر و معروف کردن آن کردند. وقتي معروف به منکر تبديل شد، امر‌به‌معروف و ناهي از منکر در مقابل عمل انجام شده قرار مي‌گيرد. براي مثال، الان در مجالس عقد نمي‌توانيد کراوات را حذف کنيد؛ براي داماد و ارحام نزديک او کراوات را مد کردند؛ يعني اين منکر در شب عروسي معروف شد. بعد در جشن تولدها هم چنين رسمي ايجاد مي‌کنند؛ سپس به دکترها و اساتيد بزرگ دانشگاه هم مي‌گويند شما چون از خارج مي‌آييد و آنجا کراوات مي‌زديد، اينجا هم بايد استفاده کنيد و به همين ترتيب به‌تدريج چيزي که اول انقلاب در ذهن مردم منکر بود، آرام‌آرام معروفش مي‌کنند. در مورد بي‌حجابي نيز همين‌طور است؛ اول کاري مي‌کنند که بي‌حجابي که منکر هست، منکريتش برطرف شود و بعد هم زمينه معروف شدن آن را فراهم مي‌کنند. براي مثال، عادت مي‌شود که زن‌ها قسمتي از موي خودشان را بيرون بگذارند.

ما بايد در آموزه‌هاي الهي دقت کنيم. عرصه‌هايي را که دشمن مي‌کوشد معروف را از معروفيت ساقط کند، حوزه اساسي نبرد ما با دشمن در جنگ فرهنگي است؛ يعني شب‌هاي عروسي، جشن تولد و... ميدان جنگ نرم است. جنگ نرم را از اينجا آغاز مي‌کنند و به‌تدريج توسعه مي‌دهند. ما بايد چه کنيم؟ ما بايد در مدارس و دانشگاه‌ها با نوجوانان و جوانان به‌گونه‌اي صحبت کنيم که حجاب معروف شود. تأثيري که يک جوان باحجاب با حضور خود در راهپيمايي بر جاي مي‌گذارد، به‌مراتب بيش از تأثير يک فرد سالخورده است. پس امر‌به‌معروف و نهي از منکر براي حفظ معروفيت معروف و حفظ منکريت منکر است و اگر ترک امر‌به‌معروف و ترک نهي از منکر شود، اين معروفيت و اين منکريت از دست مي‌رود، و وقتي از دست رفت، ديگر امر کردن سخت مي‌شود.

تعريف شما از حقوق بشر چيست؟

ما يک حقوق بشر سياسي داريم و يک حقوق بشر واقعي؛ در حقوق بشر واقعي، اولين حق بشر سعادت است و هيچ کس نبايد مانع سعادت يک انسان شود. از حقوق انسان‌ها اين است که با خداي خودشان ارتباط داشته باشند؛ هيچ کس نبايد مانع ارتباط انسان با خدا شود؛ زيرا انسان به امر خدا به وجود آمده، نشاط او و حياتش به اين ارتباط با خداست و اين حق اوست. وقتي آيت‌الله العظمي بهجت رحمه‌الله مي‌گويد اگر مي‌دانستند نماز چه لذتي دارد، سراغ عشرتکده‌ها نمي‌رفتند، اين حق بشر است که نماز لذت‌بخش داشته باشد. حقوق بشر سياسي آن است که سازمان مللي ايجاد کنند و در اين سازمان ملل مصوباتي درست کنند تا وقتي مي‌خواهند منکريت را در جامعه اشاعه دهند يا معروفيت معروف را از بين ببرند، اگر کسي خواست مانع اين راه شود، به او بگويند شما در زندگي خصوصي ديگران دخالت کرديد! آيا اگر کسي مريض است و به او کمک نکنيم تا او بميرد، دخالت در زندگي ديگران است؟!

حق بشر سياسي اين‌گونه است که براي مثال مي‌گويد آقاي سلمان رشدي کتابي نوشته است، و اينکه آزادي بيان او را محدود سازيد، مخالفت با حقوق بشر است. ايشان چيزي به ذهنش آمده و گفته است، شما هم جواب دهيد! اما امام راحل چه فرمود؟ گفت ما با اين شخص برخورد مي‌کنيم و بر هر مسلماني واجب است که اين فرد را از بين ببرد. اين حقوق بشر از ديدگاه امام خميني است. امام مي‌گويد اين حق بشر است که از عقيده‌اش دفاع کند؛ پس در مورد آقاي سلمان رشدي هم اين حق مردم است که او را از بين ببرند؛ زيرا او ضلال‌پراکني و لجن‌پراکني مي‌کند و بايد با او برخورد شود×××

اگر کسي در وسط خيابان ايستاده است و در آستانه تصادف کردن قرار دارد و ما به او کمک کنيم، اين دخالت در زندگي شخصي اوست؟ آيا حقوق بشر اين است که اگر خواستيم کسي را از سقوط در جهنم نجات دهيم، اين دخالت در زندگي خصوصي اوست؟

اگر بيني که نابينا و چاه است

اگر خاموش بنشيني گناه است

حق بشر است که هدايت و سعادتمند شود؛ حق طبيعي بشر است که از سرگرداني بيرون بيايد؛ اين حق بشر فطري است.

اما حق بشر سياسي اين‌گونه است که براي مثال مي‌گويد آقاي سلمان رشدي کتابي نوشته است، و اينکه آزادي بيان او را محدود سازيد، مخالفت با حقوق بشر است. ايشان چيزي به ذهنش آمده و گفته است، شما هم جواب دهيد! اما امام راحل چه فرمود؟ گفت ما با اين شخص برخورد مي‌کنيم و بر هر مسلماني واجب است که اين فرد را از بين ببرد. اين حقوق بشر از ديدگاه امام خميني ره است. امام مي‌گويد اين حق بشر است که از عقيده‌اش دفاع کند؛ پس در مورد آقاي سلمان رشدي هم اين حق مردم است که او را از بين ببرند؛ زيرا او ضلال‌پراکني و لجن‌پراکني مي‌کند و بايد با او برخورد شود.

امر‌به معروف و نهي از منکر چه نقشي در احياي حقوق بشر دارد؟

وقتي راه خيري را به فردي نشان مي‌دهيد، بدين‌معناست که حقوق او را به وي يادآوري مي‌کنيد. اين حق بشري هر فردي است که وقتي مي‌بينيد کاري براي آيندة وي ضرر دارد، قبل از اينکه بدان مبتلا شود، او را نجات دهيد. جامعه کليمي‌ها در شب 22 بهمن ماه از من دعوت کردند تا براي آنها سخنراني کنم؛ ابتدا به خودم گفتم چرا بايد به مسجد کليمي‌ها بروم، در‌حالي‌که مي‌توانم به جاهاي ديگر بروم؛ بعد از خودم پرسيدم شما براي چه روحاني شده‌ايد؟ اين کليمي که مرا دعوت کرد گفت من در همسايگي شما زندگي مي‌کردم؛ او بشر است و يک حق بشري بر من دارد که اگر در اشتباه است، اشتباه او را برطرف سازم؛ اگر او احساس مي‌کند قرآن دين کهنه، مرده، سوخته يا جعلي است، من بايد او را از اين اشتباه برهانم. اين حق اوست. گفتم من مي‌آيم و صحبت مي‌کنم و آنها نيز گفتند شما هيچ محدوديتي نداريد. در اين سخنراني من بيوگرافي و زندگي‌نامه موسي عليه السلام را از زبان قرآن نقل کردم؛ اينها عاشق حضرت موسي هستند و متوجه شدند که قرآن چه قدر زيبا نحوه پيدايش موسي عليه السلام را بيان مي‌کند - مادر موسي در شرايطي نبود که که بتواند به موسي شير دهد؛ آيا مي‌گفت وقتي اين بچه را لحظه‌اي ديگر خفه مي‌کنند، چرا من به

آزادي عقيده و دين بعد از خروج از فضاي «لا اکراهي» تحقق مي‌يابد. به نظر ما، انسان اگر آزاد شود، به وسيلة فطرتش به سمت دين حرکت مي‌کند؛ يعني هيچ نيازي نيست که اين انسان را به سمت دين ببريد؛ اگر دين زير سنگ هم باشد، آن را پيدا مي‌کند! چرا؟ چون سلامت خودش را در آن مي‌داند. اگر کسي نداند که آمدن او به دنيا و رفتنش چه فايده‌اي دارد، حقوق بشر اقتضا مي‌کند که اين فرد را از تحير و سرگرداني برهانيم. پس امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر انسان را آزاد، و از اکراه خارج مي‌کند ×××

او شير بدهم؟ قرآن مي‌فرمايد: « وَ أَوْحَيْنا إِلي أُمِّ مُوسي أَنْ أَرْضِعِيهِ»؛ آنقدر از زنده ماندن اين کودک مأيوس بود که به کمک وحي ما حاضر شد به او شير دهد ـ وقتي کليمي‌ها اين موضوع را بدانند، به قرآن حسن ظن پيدا مي‌کنند و اين حق بشري آنهاست. پس تمام انسان‌ها بر ما حق هدايت دارند و ما بايد خودمان اين حق را ادا کنيم؛ يعني امر‌به‌معروف و نهي از منکر يک نوع اداي حق بشر است.

رابطه امر‌به‌معروف و نهي از منکر با آزادي‌هاي عمومي که نقش محوري در حقوق بشر دارند چگونه است؟

 

به نظر شما چرا امام خميني€ مسئله لانه جاسوسي را تأييد کرد؟ براي اينکه به اهل عالم جرئت بدهد و زمينه «لااکراهي» را در آنها فراهم آورد ×××

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»؛ يعني ابتدا انسان‌ها را از اکراه خارج کنيد تا دين مجبوري نداشته باشند. امريکا اهل عالم را به فرهنگ خودش اکراه مي‌کند. نهي از منکر ما براي اين است که جلوي اين کار را بگيريم جلوي اکراه امريکا را بگيريم؛ حتي اگر شده است بايد امريکا را براندازيم تا انسان‌ها آزاد شوند، و اين ارزش دارد؛ يعني به‌وسيلة امر‌به‌معروف و نهي از منکر فضاي «لا اکراهي» فراهم مي‌کنيم؛ اين شرايط اساس آزادي است. آزادي عقيده و دين بعد از خروج از فضاي «لا اکراهي» تحقق مي‌يابد. به نظر ما، انسان اگر آزاد شود، به وسيلة فطرتش به سمت دين حرکت مي‌کند؛ يعني هيچ نيازي نيست که اين انسان را به سمت دين ببريد؛ اگر دين زير سنگ هم باشد، آن را پيدا مي‌کند! چرا؟ چون سلامت خودش را در آن مي‌داند. اگر کسي نداند که آمدن او به دنيا و رفتنش چه فايده‌اي دارد، حقوق بشر اقتضا مي‌کند که اين فرد را از تحير و سرگرداني برهانيم. پس امر‌به‌معروف و نهي از منکر انسان را آزاد، و از اکراه خارج مي‌کند. وقتي «لا اکراه» واقع شد، «قد تبين الرشد من الغي» يعني زمينه آموزش فراهم مي‌شود. وقتي «رشد» و «غي» مشخص شد، فرد خودش کفر به طاغوت را به‌منزله «غي» انتخاب مي‌کند. در نتيجه به خداوند ايمان پيدا مي‌کند و وقتي ايمان بالله بعد از کفر به طاغوت حاصل شد، بين خودش و خدا ارتباط پيدا مي‌شود؛ «فقد استمسک بالعروة الوثقي»؛ اما زمينه اولي آن، امر‌به‌معروف و نهي از منکر است.

به نظر شما چرا امام خميني ره مسئله لانه جاسوسي را تأييد کرد؟ براي اينکه به اهل عالم جرئت بدهد و زمينه «لااکراهي» را در آنها فراهم آورد. اينها به اندازه‌اي از امريکا مي‌ترسيدند که در ذهن خود نيز تصور نمي‌کردند که مي‌توان خلاف راه او را رفت؛ اصلاً در اکراه غرق شده بودند. امام گفت اين خبرها نيست؛ ما اينها را مي‌گيريم و چهارصد روز هم آنها را نگه داشتيم. اگر آنها مي‌خواستند غلطي بکنند، حتماً انجام مي‌دادند. اين آزادي‌هايي که اکنون ما از آن برخورداريم، نتيجه آن امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکرهاست.

با توجه به فريضه امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، جايگاه حريم خصوصي در فقه اسلامي چيست؟

اگر کسي در خانه خودش کاري انجام مي‌دهد، کسي حق ندارد از ديوار خانه او بالا برود و نگاه کند که او چه مي‌کند. کسي حق ندارد شنود يا دوربين مداربسته بگذارد که مثلاً اين در خانه‌اش ترياک مي‌کشد يا مشروب مي‌خورد يا نمي‌خورد. اسلام اين حقوق بشر را در زندگي خصوصي طرف محترم مي‌دارد. اگر مأموران مجرمي را تعقيب کردند و در خانه او وسايل ترياک يا مشروب ديدند، به آنها ربطي ندارد؛ بايد مأموريت خودشان را انجام دهند و آن مدارک مورد نياز خودشان را بردارند. اگر اتفاقي افتاد و شما آنها را ديديد، ديگر نبايد تعقيب کنيد؛ اما اگر تجاهر و تظاهر مي‌کند و مي‌خواهد بگويد من توانا هستم که حريم را بشکنم، بايد با او برخورد کرد؛ مانند اينکه به زن و شوهر در شب عروسي شيشه مشروب الکي مي‌دهند؛ بايد با اين برخورد کرد؛ اين زندگي خصوصي نيست؛ بلکه عفت عمومي را جريحه‌دار کرده است.

به نظر شما آيا ترک امر‌به‌معروف و نهي از منکر با نقض حقوق بشر در جامعه رابطه دارد؟

کاملاً رابطه دارد؛ اما نه با حقوق بشر سياسي، بلکه با حقوق بشر طبيعي و فطري؛ براي مثال، اگر خانواده‌اي زباله‌هاي منزلش را به بيرون منتقل نکند و بوي تعفن و ميکروب آن در محيط پخش شود، آيا ضايع کردن حق همسايگان او نيست؟ اگر همسايه‌هاي او از اين طريق دچار بيماري شوند، آيا حق ندارند به او اعتراض کنند. اين مريضي‌ها ناشي از ترک امر‌به‌معروف است. همه کساني که مريض شدند،
مي‌توانند به اين فرد اعتراض کنند که شما اين حق ما را ضايع کرديد. اگر اين افراد جلوي اين کار او را گرفته بودند، امروز بيمار نمي‌شدند. براي مثال، در سفري از کنار يک مجمتع مهم خدماتي بين راهي عبور مي‌کردم؛ مشاهده کردم که فاضلاب آن را در جاده رها کرده‌اند. هم به رئيس محيط زيست و هم به مسئول آنجا گفتم که پيگيري کند؛ آيا نبايد مي‌گفتم؟ کساني به‌خاطر اين هواي کثيف بيمار شوند، به ما مي‌گويند ما بشر بوديم اين حق بشري ما بود که شما براي سلامت ما جلوي اين منکر را بگيريد؛ کاملاً طبيعي است که بشرها به ما اعتراض مي‌کنند. من حتي گفتم آن جامعه کليمي در قيامت به ما اعتراض مي‌کند که ما در همسايگي تو بوديم، چرا ما را بيدار نکرديد؛ پس اين حق بشر است و همه چيز کاملاً به هم مرتبط است.