پویشی در علوم انسانی، سال ، شماره ، پیاپی ، 1404، صفحات -

    کرسی‌ شرح مختصر نظریه‌ی روش‌شناسی علوم فطری

    Article data in English (انگلیسی)
    متن کامل مقاله: 

    احمد ابوترابی*

    کرسی نظریه پردازی روش تحقیق در علوم فطری به وسیلة حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد ابوترابی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره ارائه شده است. مدارک و مستندات این کرسی برای برگزاری به دبیرخانه حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه شده است. در این مجال، گزارشی از کرسی را به قلم نظریه پرداز محترم مرور می کنیم.

    اینکه انسان دارای  امور فطری، به ویژه علومی فطری هست یا نه، در طول تاریخ دچار اختلاف هایی میان اندیشمندان، به خصوص فیلسوفان بوده و هست؛ اما هیچ گاه تاکنون برای دست یابی به ریشة اصلی این اختلاف ها، کاری گسترده و دقیق انجام نگرفته است. به نظر می رسد برای پایان دادن به این اختلاف ها، باید روش درست تحقیق و متدولوژی این موضوع به درستی و به روشنی تبیین شود. برای بیان روش صحیح تحقیق در این موضوع نخست باید مفهوم شناسی ای دقیق نسبت به واژة فطرت و فطری صورت گیرد و معنای مورد بحث از میان معانی متعدد و نزدیک به محل نزاع مشخص، و سپس ویژگی های امور فطری بیان شود. پس از آن، اقسام مختلف امور فطری بیان شود و آن گاه با توجه به معنای برگزیده از میان معانی مختلف فطرت و فطری، و با توجه به ویژگی های مورد قبول از امور فطری و تقسیم ها و اقسامی که برای امور فطری پذیرفتنی است، شیوه درست تحقیق، متناسب با معنا و ویژگی ها و هر یک از اقسام مورد نظر تبیین شود.

    به نظر نگارنده، بیان شیوة درست تحقیق در این موضوع، بدون پیمودن این مراحل ممکن نیست.از این رو، نگارنده برای رسیدن به هدف این نظریه، همه مراحل مذکور را به همان ترتیب منطقی که بیان شد، گذرانده است. نشان دادن ضرورت طی مراحل مذکور و تأثیر آن در شناخت روش تحقیق، از جمله اصول این نظریه است. برای مثال، در این نظریه نشان داده شده است که در اقسام  فطرت، روش اثبات دانش های فطری با روش اثبات توانش ها و گرایش های فطری متفاوت است. همچنین روش اثبات فطریات بالفعل با روش اثبات فطریات بالقوه و روش اثبات فطری سازوارگی متفاوت است. در بحث از ویژگی های امور فطری، در این نظریه اثبات شده است که فطریات، ویژگی ها وشاخصه هایی دارند و روش های اثبات هر یک از ویژگی ها، با روش اثبات ویژگی دیگر متفاوت است؛ یعنی روش اتبات غیراکتسابی بودن با روش اثبات عمومی بودن متفاوت است و اثبات کرده ایم که از ویژگی های یکی نمی توان دیگری را اثبات کرد.

    برای مثال، راه اثبات یک گرایش فطری بالفعل در خود، درون نگری است؛ درحالی که اثبات یک گرایش فطری بالقوه در دیگران، با درون نگری ممکن نیست. اثبات یک گرایش فطری در دیگران مانند نیاز به قرنطینه، مراجعه به نشانه های تجربی و استقراهای تاریخی و مشابه این راه ها دارد؛ افزون بر این، میزان اعتبار این راه ها نیز یکسان نیست.

    مثال دیگر، فطرت سازوارگی است. این واژه، اشاره به نوعی دیگر از فطرت دارد که از ابداع های صاحب این نظریه است. به نظر می رسد تنها راه اثبات این نوع فطریات برای انسان های عادی، راه مرجعیت است. مراد از این نوع فطرت، نوعی هماهنگی فطری یک چیز با چیز دیگر است؛ آن گونه که یک درخت به گونه ای آفریده شده است که تنها با مایعاتی خاص رشد می کند و به بار می نشیند، به همین سان انسان به گونه ای آفریده شده است که تنها با باورها و رفتارهایی خاص به رشد وکمال واقعی خود می رسد. برای نمونه، تنها راه رشد معنوی و تکامل انسان عبادت است. این ویژگی در انسان مربوط به نحوة خلقت اوست؛ یعنی فطری است؛ این فطرت تبدیل ناپذیر است؛ بدین معنا که نمی توان انسان را چنان تغییر داد که با میگساری و دروغگویی به تکامل برسد؛ همان گونه که نمی توان طبیعت یک درخت را به گونه ای تغییر داد که به جای آب با بنزین رشد کند. این فطرت را ما فطرت سازوارگی نامیده ایم؛ چه آنکه تنها آموزه هایی خاص با ساختار آفرینش انسان سازگار است؛ اینک می گوییم روش اثبات مصداق چنین فطرتی با روش اثبات فطرت بینشی و فطرت گرایشی کاملاً متفاوت است؛ چون اثبات این گونه فطریات در مورد انسان (برای انسان های عادی) تنها با روش مرجعیت و مراجعه به وحی ممکن است.

    حاصل سخن اینکه، در این نظریه پس از تعیین معنای مورد نظر از فطری و ویژگی ها و اقسام فطریات، روش یا روش های اختصاصی تحقیق در هر یک از ویژگی ها و اقسام امور فطری به تفکیک بیان شده است. روش های بیان شده در این دیدگاه عبارت اند از: روش اثبات غیراکتسابی بودن، روش اثبات عمومی بودن، روش اثبات تبدیل ناپذیر بودن، روش و شناخت تمایلات فطری در خود، روش اثبات تمایلات فطری در دیگران، روش شناخت علم فطری در خود، روش اثبات علم فطری در دیگران، روش شناخت و اثبات فطریات بالقوه، روش شناخت و اثبات فطریات نااگاهانه، روش اثبات فطریات توانشی، روش اثبات فطریات سازوارگی.

    شایان ذکر است که این نگارنده در مورد معنای مورد نظر از فطرت و فطری و در مورد ویژگی های امور فطری و تقسیمات و اقسام امور فطری نیز نخست نظر برگزیده و ویژه خود را بیان کرده، سپس روش تحقیق در هر یک را هم بر اساس نظر دیگران و هم براساس نظر برگزیده خود ذکر کرده است.

    شرح اصطلاحات و مفاهیم ابداعی به کار رفته در نظریه

    الف) فطرت سازوارگی

    این واژه را که از ابداع های نگارنده، و از یکی از اقسام فطرت است، می توان چنین توضیح داد: در تقسیمات فطرت، معمولاً از دو نوع  فطرت بینشی(دانش های فطری) و گرایشی (تمایلات فطری) نام برده می شود. از گفته دیگران می توان به دست آورد که فیلسوفان به نوعی دیگر از فطرت به نام  فطرت توانشی( قوای فطری) نیز باور دارند؛ اما به نظر می رسد فطریات منحصر به این سه نوع نیست؛ بلکه از نوع چهارمی نیز می توان نام برد که دیگران بیان نکرده اند، و به هیچ یک از این سه نوع امور فطری نیز  برنمی گردد.

    برای تقریب به ذهن، می توان از این مثال می توان استفاده کرد که درختان به گونه ای آفریده شده اند که تنها با مایعاتی خاص و کودهایی ویژه رشد می کنند و به بار می نشینند. این ویژگی در درختان مربوط به نحوة آفرینش آنها ست. به همین سان انسان ها در امور انسانی و معنوی به گونه ای آفریده شده اند که تنها با پذیرش و ایمان به باورهایی خاص و عمل به احکامی ویژه به رشد معنوی و مقامات اخروی و کمالات انسانی می رسند  و این  مربوط به نحوه آفرینش انسان است. برای نمونه، انسان تنها با عبادت به شیوه هایی خاص رشد می کند و هرگز با میگساری و دروغگویی نمی تواند به این کمالات برسد. به نظر می رسد مراد از فطری بودن همة دین که در بعضی روایات بدان اشاره شده است، نمی تواند چیزی جز این باشد. بنابراین، باید نوعی دیگر از فطری را پذیرفت و مراد از این نوع فطرت، هماهنگی  و سازگاری برخی باورها و رفتارهایی خاص با نحوة آفرینش انسان است. از این رو، آن را فطرت سازوارگی نامیدیم. شاید مهم ترین مصداق آن،  فطری بودن باورهای دینی واحکام اسلام باشد که با آفرینش انسان هماهنگ است؛ یعنی انسان به گونه ای آفریده شده است که تنها با باورهای دینی اسلام وعمل به احکام آن به تکامل خواهد رسید. بنابراین تنها دین اسلام است که با نحوة آفرینش انسان سازگاری دارد و دست کم یکی از معانی آیه فطرت (...فطرة الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ..) می تواند همین معنا باشد.

    ب) فطری بالقوه

    فطری بالقوه در برابر فطری بالفعل است؛ این اصطلاح بر این مبناست که امور فطری ممکن است بالقوه باشند.

    ج) تقسیم علوم فطری به فطری آگاهانه و ناآگاهانه

    بر اساس تقسیم علم به آگاهانه، نیمه آگاهانه و ناخودآگاه، علوم فطری را نیز می توان به آگاهانه، نیمه آگاهانه و ناخودآگاه تقسیم کرد. میان فطری بالقوه و فطری ناآگاهانه فرقی دقیق وجود دارد که در مقام بیان نظریه به تفصیل توضیح داده شده است. افزون بر این، برخی از فیلسوفان غرب پنداشته اند که واژة «علم فطری ناآگاهانه» مفهومی تنا قض آمیز دارد. در ضمن بیان نظریه توضیح داده شده است که چنین نیست.

    د) غیراکتسابی به معنای أخص

    مراد از غیراکتسابی به معنای أخص، امری است که از تعلیم و تلقین، القای بیرونی و مرجعیّت، مشاهده حسی، قوه عقل و ساخته های ذهن به دست نیامده است.

    ه‍ ) فطری به معنای أخص یا فطری سرشتی

    فطری به معنای أخص (یا فطری سرشتی) همان معنای غیراکتسابی به معنای أخص را دارد به اضافه اینکه، اختصاص به امور انسانی بشر دارد.

    گزارش فرایند تکون، تطور و تکامل نظریه

    فرایند تکون این نظریه به ترتیب ذیل است:

    1. برای نشان دادن روش های درست تحقیق در علوم فطری،  نگارنده در گام اول، در صدد مفهوم شناسی و موضوع شناسی امور فطری برآمده تا بر اساس آن روش های تحقیق متناسب با موضوع را بیان کند. در این مرحله بر اساس نظر مشهور می گوید اگر امور فطری دارای سه شاخصة غیراکتسابی بودن، عمومی بودن و تبدیل ناپذیر بودن باشد، باید راه های شناخت اثبات هر یک از این سه شاخصه را بیان کرد. افزون بر این، چون فطریات دارای اقسامی هستند و هر کدام از اقسام ویژگی هایی مخصوص دارند، بنابراین روش های اثبات متفاوتی دارند و باید روش های شناخت و اثبات هر یک از اقسام را باید جداگانه تبیین کرد.

    2. پس از تحلیل و تحریر محل نزاع، نگارنده در صدد بر آمده است تا راه های شناخت و اثبات هر مرحله را بیان کند. از این رو، در مقام اثبات گرایش های فطری می گوید ابتدا باید وجود یگ گرایش در درون نفس اثبات شود. بنابراین، در این مرحله، به تبیین راه های مختلف اثبات وجود یک گرایش در درون نفس می پردازد و در این مقام تفاوت میان اثبات یک شهود در خود با اثبات یک شهود در دیگران را بیان می کند. سپس به بیان تفاوت راه های شناخت و اثبات یک امر شهودی بالفعل و آگاهانه با امر شهودی بالقوه و ناآگاهانه می پردازد و راه های شناخت و اثبات هر یک را بیان می کند.

    3. در گام سوم در این نظریه به این نکته می رسیم که  چگونه باید اثبات کنیم یک امر درونی شهودی، غیراکتسابی است. در این مرحله نخست این نکته را یادآور می شویم که برخلاف شیوة برخی، نیافتن منشأ اکتساب دلیل بر غیراکتسابی بودن نیست؛ زیرا عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود. سپس راه های اثبات غیراکتسابی بودن را بیان می کنیم.   
    سه راه متصور برای این امر عبارت اند از راه های عقلی، تجربی و وحیانی. راه های عقلی معتبر برای اثبات غیراکتسابی بودن نزد نگارنده عبارت اند از: الف) اثبات غیراکتسابی بودن از راه ماهیت عالم؛  ب) اثبات غیراکتسابی بودن از راه ماهیت امر درونی ای که در مظان فطری بودن است.                    
    راه تجربی مناسب برای اثبات غیراکتسابی بودن، قراردادن فرد مورد آزمایش در قرنطینه کامل از ابتدای تولد اوست که غیرعملی و غیراخلاقی است؛ راه دیگر راه وحیانی است که باید آیات و روایات دال بر آن را به لحاظ سند و دلالت بررسی کرد.                
    گفتنی است در این تحقیق درصدد بیان مصادیق نبوده ایم؛ بلکه به بیان روش های کلی  بسنده، و تنها در مواردی مثال هایی را بیان کرده ایم. البته در تحقیقی دیگر و در قالب کتابی مستقل، همه مصادیق بیان و بررسی شده اند.

    4. در گام چهارم باید راه های شناخت و اثبات عمومی بودن را بیان کنیم چون یکی از شاخصه های اصلی فطریات عمومی بودن است؛ در این مرحله چهار طریق بررسی شده است:

    الف. راه تجربی (زیست شناختی) ای که مورد ادعای نوام چامسکی است و ناکارایی آن در ضمن بیان این نظریه بیان شده است؛

    ب. راه استقراء تام، که روشن شده غیرعملی است؛

    ج. راه استقراء تاریخی، که به نظر این نگارنده نتیجه ظنی و البته  معقول دارد؛

    د. راه استناد به آموزه های دینی که تنها در مواردی معدود مصداق دارد.

    5. در گام بعدی باید راه های اثبات تبدیل ناپذیری را بیان کنم؛ زیرا یکی از شاخصه های امور فطری تبدیل ناپذیری است. راه های قابل طرح در این مرحله عبارت اند از: 1) اثبات تجرد امر درونی؛ ب) اثبات عدم امکان تغییر در نفس ماهیت؛ ج) راه مراجعه به آموزه های دینی.      
    راه اول دربارة برخی از اموری که در مظان فطری بودن هستند، کارایی دارد؛ مثل فطری بودن علم به نفس.
    راه دوم قابل اثبات نیست و راه سوم نیز در بعضی مصادیق مثل دین فطری کارایی دارد.

    6. در گام ششم به تبیین راه های اثبات هماهنگی یک امر با فطرت می پردازیم هماهنگی با فطرت معانی مختلفی می تواند داشته باشد و برای هر معنا راه اثبات آن بیان شده است. یک معنا، هماهنگی با گرایش های درونی است که راه آن مراجعه به درون و شهود است؛ معنای دیگر، هماهنگی با دانش های شهودی است که این نیز از راه مراجعه به درون اثبات پذیر است و معنای دیگر، بیان فطرت سازوارگی است که تنها راه اثبات آن، مراجعه به آموزه های دینی، یعنی راه مرجعیت است.

    7. در قبال این نظریه، دیدگاه های دکارت، لاک و دیدگاه های فیلسوفان معاصرمسلمان مطرح شده است که به اجمال و به نقد آنها پرداخته ایم  و عدم کارایی آن دیدگاه ها را نشان داده ایم.

    توضیح مختصر پیش فرض ها و مبانی نظری

    این دیدگاه مبتنی بر اصول متعددی از منطق، فلسفه، معرفت شناسی و معرفت شناسی دینی است که برخی از آنها عبارت اند از:

    1. تقسیم علم به حضوری و حصولی، وخطاناپذیری علوم حضوری؛

    2. تقسیم علم به خودآگاه و ناخودآگاه، و معانی مختلف علم ناخودآگاه؛

    3.  واقع نمایی و حجّیت وحی الهی برای دست یابی به حقایق؛

    4. واقع نمایی و حجّیت استدلال عقلی برای دست یابی به حقایق؛

    5. عدم ضرورت عمومی بودن امور فطری؛

    6. عدم ضرورت تبدیل ناپذیری  امور فطری؛

    7. محل اصلی نزاع در نظریات فطرت، معنای أخص فطری و معنای أخص غیراکتسابی است که به این معنا در سطور پیشین اشاره ای شد. تبادر ذهنی به امر فطری و غیراکتسابی، فطری و غیراکتسابی به معنای أخص آنهاست که مفهوم آن قبل ذکر شد.

    اشتراکات و افتراقات نظریه با نظریه های رقیب  و موجود:

    در مقابل نظریه نگارنده در روش های تحقیق در علوم فطری، سه دیدگاه معروف وجود دارد:

    دیدگاه اول، دیدگاه دکارت است که اساسی ترین ملاک و راه شناخت فطریات را وضوح و تمایز می داند. این دیدگاه را به اجمال نقد کرده ایم و نشان داده ایم که اولاً در این دیدگاه ابهام هایی جدی وجود دارد؛ ثانیاً هیچ یک از صورت های احتمالی در مورد مراد وی، کارآیی لازم را در شناخت و اثبات فطریات ندارد.

    دیدگاه دوم، دیدگاه لاک است که سه راه اجماع عام، مقتضای رحمت الهی و وجدان اخلاقی را به عنوان راه های اثبات فطری بودن یک امر به حامیان نظریة فطرت نسبت می دهد.

    ما نشان داده ایم که اولاً نسبت دادن این راه ها به حامیان نظریه فطرت دلیل روشن و قطعی ندارد و به فرض که چنین اقوالی وجود داشته باشد، این راه ها نمی توانند فطری بودن یک امر را اثبات کنند.

    البته لاک نیز دلایلی را بر عدم کارایی این راه ها برای اثبات فطریات بیان کرده است که به باور نگارنده برخی از آن ها درست، و برخی  نادرست است.

    دیدگاه سوم، دیدگاه فیلسوفان معاصر مسلمان است که چهار طریق برای اثبات فطری بودن یک امر پیشنهاد می کنند: عقل، نقل، استقراء تاریخی و شهود.

    راه های بیان شده از سوی فیلسوفان مسلمان، از نظر عناوین کلی، در بیشتر موارد با نظریه ارائه شده مشترک است؛ اما از جنبه های ذیل، با دیدگاه نگارنده اقتراق دارد:

    الف) در دیدگاه فیلسوفان مسلمان چون امر فطری مورد تحلیل قرار نگرفته، این نکته مورد توجه قرار نگرفته است که ادعای فطری بودن یک امر چندین ادعای مستقل را دربردارد و هرکدام از این ادعاها نیاز به بیان روش شناخت و اثبات ویژه خود دارد و ادعای فطری بودن در هریک از اقسام فطریات، شیوه کلی متفاوتی با شیوة اثبات فطری در قسم دیگر دارد. بنابراین، معرفی روش های کلی برای اثبات فطری بودن یک امر کارآیی ندارد؛ در حالی که در دیدگاه نگارنده، نخست فطری بودن مورد تحلیل قرار گرفته، و نشان داده شده است که ادعای فطری بودن مستلزم چندین ادعاست و اثبات هرکدام از ادعاها، نیاز به روش ویژه ای دارد و آن روش ها، به تفصیل و تفکیک بیان شده است.

    ب) در دیدگاه فیلسوفان مسلمان، نحوه به کار بردن عقل در اثبات فطری بودن یک امر تبیین نشده است. بر خلاف دیدگاه نگارنده که در اثبات هر ادعا، نحوة به کارگیری و روش مطلوب و متناسب عقلی برای اثبات هر ادعا نیز بیان شده است. برای مثال، گفته شده است که برای اثبات غیراکتسابی بودن، باید از راه ماهیت عالم و ماهیت امر درونی وارد شد. در اثبات تبدیل ناپذیری، یکی از راه های مناسب عقلی این است که  از تجرد معلوم استفاده کنیم؛ زیرا مجردات تغییرناپذیرند.

    از این رو، در دیدگاه فیلسوفان مسلمان، بیش از اینکه راه های شناخت امور فطری بیان شده باشد، راه های کلی معرفت بیان شده اند و به جز در مواردی اندک، راه های اثبات فطری بودن بیان نشده اند.

    روش دستیابی به نظریه

    روش در این نظریه کتابخانه ای و با استفاده از شیوه تحقیقِ تحلیلی و عقلی است.

    کارکردها و دستاورد نظریه (آثار علمی و کاربردی مترتب بر آن):

    به نظر می رسد اگر همة آنچه تاکنون درباره مفهوم ردّ و اثبات امور و علوم فطری گفته شده است، در قالب این دیدگاه بررسی شود ، به نتایج متفاوتی خواهد رسید و برخی از دیدگاه ها تغییر خواهد کرد و با توجه به اینکه در این نظریه، مقدمات ضروری این بحث مطرح شده، توجه و پذیرش این قالب ضروری است.

    مختصات کتاب یا مقاله که نظریه در آن توضیح داده شده است:

    1. پایان نامه کارشناسی ارشد مؤسسه امام خمینی 1376 با عنوان «طریق معرفت به علوم فطری».

    2. مقاله «پیش فرض های مفهوم شناسانه علوم فطری» چاپ شده در نشریه علمی پژوهشی معرفت کلامی شماره 13.

    3. کتاب اصول و مبانی پژوهش در علوم فطری، در حال چاپ.

    4. کتاب علوم فطری نزد فیلسوفان غرب واندیشمندان مسلمان، در حال چاپ.

    5. مقاله «روش شناسی علوم فطری»، در حال چاپ در نشریه علمی پژوهشی آیین حکمت، شماره 23.

    6. مقاله «نقد و بررسی دیدگاه های دکارت و لاک در روش تحقیق در علوم فطری».

    نکته

    نظریه فطرت در رشته های مختلف علوم  قابل بررسی است. این نطریه بیشتر با نگاه فلسفی و عقلی به این موضوع پرداخته است؛ اما دیدگاه های علمی ـ تجربی نیز برای تعیین روش و حدود بحث، باید به این تحقیق توجه داشته باشند.

    کلید واژه ها: روش شناسی، روش تحقیق، علم فطری، گرایش فطری، فطرت سازوارگی، فطری ناآگاهانه، فطری بالقوه، قوه فطری، رنه دکارت، جان لاک، فیلسوفان مسلمان.


    * استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی €.

     

    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1404) کرسی‌ شرح مختصر نظریه‌ی روش‌شناسی علوم فطری. دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، ()، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده)."کرسی‌ شرح مختصر نظریه‌ی روش‌شناسی علوم فطری". دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، ، ، 1404، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1404) 'کرسی‌ شرح مختصر نظریه‌ی روش‌شناسی علوم فطری'، دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، (), pp. -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده). کرسی‌ شرح مختصر نظریه‌ی روش‌شناسی علوم فطری. پویشی در علوم انسانی، , 1404؛ (): -