مردم و حكومت اسلامي در انديشة سياسي علامه طباطبايي ره

كتاب حاضر كه توسط جمعي از اعضاي گروه پژوهشي فلسفة سياسي در مركز دايرةالمعارف علوم عقلي مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني ره براي همايش ملي «نقش مردم در نظام اسلامي» تأليف گرديده، متكفل بررسي رابطة مردم و حكومت اسلامي در انديشة سياسي علامه طباطبايي است.
شناخت آرا و انديشه‌هاي متفكران و انديشمندان، زمينه‌ساز معرفت به زوايايي از حقايق جهان هستي و تعالي نفساني حاصل از اين درك و معرفت است. فهم جهان اجتماعي نيز از اين قاعده مستثنا نيست و شناخت آرا و افكار علماي علوم اجتماعي و صاحبان حكمت مي‌تواند زمينة معرفت جديدي از زيست‌محيط اجتماعي يا معنا و مبناي حيات جمعي را براي ما فراهم سازد. انديشه‌هاي منسجم، از ساختاري سازمان‌يافته برخوردارند و نظام معنايي آنها اغلب حاوي مفاهيم بديهي يا تعريف‌شده، مباني، اصول و شاخه‌هاست. واضح است كه صورت ذهني هر يك از واژگان، در تصديق نسبت‌به گزاره‌هايي كه اين واژه‌ها در آن به‌كار گرفته مي‌شوند، بسيار اثرگذارند. مفاهيم، همان صورت‌هاي ذهني‌اند كه در مرحلة تصديق به‌شدت به آنها وابسته‌ايم. هر مكتب فكري، داراي مجموعه‌اي از واژگان و مفاهيم خاص خود است كه بدون درك آن، تصديق به گزاره‌هاي خبري و انشايي آن مكتب و نظام معنايي آن ميسر نمي‌باشد. بي‌ترديد، اسلام نيز به‌عنوان يك دين جامع و كامل، كه در تمام شئون و عرصه‌هاي مرتبط با ساحات وجودي انسان برنامه ارائه كرده، برخوردار از اين خصيصه است. يكي از اين عرصه‌ها، حوزة سياسي اجتماعي به‌طور عام، و حكومت اسلامي به‌طور خاص است. بررسي اينكه آيا اسلام فقط به مسائل ارزشي و معنوي مي‌پردازد يا آنكه به تشكيل حكومت، ادارة جامعه و نطام‌سازي نيز اهتمام دارد، با تحليل مفاهيم ديني امكان‌پذير است. ازاين‌رو، فهم ديدگاه اسلام در اين عرصه با نظر به مفاهيم سياسي آن ضروري مي‌نمايد. يكي از روش‌هايي كه مي‌تواند ياريگر محقق در كشف صحيح انديشۀ سياسي اسلامي باشد، رجوع به متون اولية دين، همچون قرآن و سنت است. روش ديگر، مراجعه به انديشه‌هاي صاحب‌نظران و متفكران ديني و استخراج اصطلاحات و مفاهيم سياسي اسلام از منظر آنان است. در اين رويكرد، مفاهيم سياسي از درون آرا و انديشه‌هاي يك متفكر استخراج، و جايگاه آن در نظام انديشه‌اي وي بررسي مي‌شود. سپس در صورتي كه اين انديشه از منظر ديني ارائه شده باشد، به‌عنوان ديدگاه ديني آن متفكر معرفي مي‌گردد.
از آنجا كه علامه سيدمحمدحسين طباطبائي به‌عنوان مفسر بزرگ قرآن، فيلسوف اسلامي معاصر، فقيه، عارف اسلامي، و حتي فيلسوف اجتماعي سياسي و صاحب‌نظر در بسياري از مسائل اسلامي شناخته شده‌اند، تأمل در انديشه‌هاي سياسي ايشان براي علاقه‌مندان به انديشه هاي سياسي، امري ضروري مي‌نمايد. از ميان موضوعات پژوهشي در حوزة مطالعات سياسي نيز امروزه تحليل و بررسي مناسبات ميان مردم و حكومت و نقش و جايگاه آنان در عرصة سياسي، از اهميت بسزايي برخوردار است. متفكران مسلمان در اين باب، في‌الجمله بر اين باورند كه در صورت تحقق صحيح اسلام و احكام آن در جامعه، الگوي بسيار مطلوبي از رابطة مردم و حكومت به منصة ظهور خواهد رسيد كه به‌مراتب از نظام‌هاي دمكراتيك معاصر ريشه‌دارتر، پيشرفته‌تر و متعالي‌تر است. امام خميني ره دراين‌باره مي فرمايند: اگر مهلت دهند و بگذارند كه اين احكام (اسلامي) يكي‌يكي پياده بشود، مسائل سياسي‌اش، مسائل اقتصادي‌اش (و) ساير مسائلش پياده بشود، آن‌وقت مي فهمند كه نه دمكراسي‌هاي پوچ آنها در مقابل دمكراسي حقيقي اسلامي چيزي است و نه حقوق بشر آنها؛ آن بشردوستي آنها؛ با آنچه در اسلام است، طرف مقايسه است. (صحيفة امام، ج6 ص319). علامه طباطبايي نيز در اين زمينه مي‌نويسد: برخلاف اين ادعا كه آزادي، دمكراسي و حقوق بشر را غربيان براي انسان به ارمغان آورده‌اند، اسلام پيش از ديگران در 1400 سال پيش با معارف قوي خود در بهترين وجه، اين امور را به بشريت عرضه كرده است؛ ولي غرب با تبليغات نادرست خود، به جوامع و ملت‌ها تلقين كرد كه حقوق بشر را آنان آورده‌اند (الميزان، ج6، ص506).