پویشی در علوم انسانی، سال ، شماره ، پیاپی ، 1404، صفحات -

    امر‌به‌معروف و نهی ‌از ‌منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر

    Article data in English (انگلیسی)
    متن کامل مقاله: 

    با حضور آیت الله اراکی، آیت الله کعبی و حجج اسلام مبلغی، بی ریا، راعی
    و آقایان دکتر عظیمی شوشتری و دکتر بازرگان

    اشاره

    آنچه می خوانید گزیده ای از گفت وگوی علمی پیرامون امر به معروف و نهی از منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر است که در چند برنامه و با حضور دانشوران ارجمند آیت الله اراکی، آیت الله کعبی و حجج اسلام مبلغی، بی ریا، راعی و دکتر شوشتری عظیمی و دکتر بازرگان صورت گرفته است.

    آیت الله شیخ محسن اراکی

    به نظر ما معروف و منکر در هر جامعه ای همان نظام معقول شایسته ها، و بایسته ها ازیک سو و یا ناشایسته ها ازسوی دیگر در هر جامعه است؛ هر جامعه ای مجموعه ای از ارزش ها را می پذیرد که این ارزش ها، شایسته ها و بایسته های آن جامعه را تشکیل می دهند. وقتی جامعه ای نظام ارزشی خاص، و مجموعه ای از بایسته ها و شایسته ها را پذیرفت، این شایسته ها و بایسته ها، معروف آن جامعه به شمار می آید. این مجموعه به هم پیوسته شایسته ها و بایسته ها یا ناشایسته ها و نابایسته ها در هر جامعه ای، نظام معروف و منکر یا فرهنگ آن جامعه را تشکیل می دهند. در واقع، این نظام فرهنگی، هویت جامعه را شکل می دهد. بنابراین، نظام امر به معروف و نهی ازمنکر، اساس سایر نظام های اجتماعی است.

    امر به معروف و نهی از منکر نه تنها از لحاظ عملی و اجرایی زیرساخت سایر تکالیف اجتماعی را به وجود می آورد، حتی از نظر توحید و از لحاظ نظری نیز مبنای نظری سایر نظام هاست و ازهمین جا رابطه امر به معروف و نهی ازمنکر با حقوق بشر معلوم می شود. ما هیچ گاه نمی توانیم حقوق بشری داشته باشیم که جدای از فرهنگ جامعه باشد؛ یعنی حقوق بشر همان نظام معروف ها و منکرهاست؛

    اگر نظام معروف و منکر در یک جامعه و نظام معروف و منکر در جامعه ای دیگر متفاوت بود، نباید انتظار داشت که در هر دو جامعه، مجموعه واحدی از نظام حقوق بشر وجود داشته باشد.

    بر این اساس، ارائه یک حقوق بشر برای همه جوامع ممکن نیست؛ مگر آنکه یک مبنا و زیرساخت واحدی در مجموعة ارزش های فرهنگی یا در مجموعه نظام معروف و منکرها تعریف کنیم.

    حقوق بشر یعنی چه؟ همه حقوق منشأیی دارند که آن منشأ حق ذاتی است و حق ذاتی را تنها زمانی می توان تصور کرد که ما قائل به خدا باشیم؛ خدایی که دارای حق ذاتی است؛ یعنی خدایی که صفاتش صفات بالذات است؛ خالقیت و رازقیتش بالذات است؛ بر مبنای این خالقیت و رازقیت حقی دارد که آن حق، حق بالذات است؛ یعنی حقی است که دیگری به او عطا نکرده است؛ بلکه این حق از ذات او نشئت می گیرد و آن حق این است که موجودات و مخلوقاتی را که آفریده، نسبت به آنها مالک است؛ نسبت به آنها رازق است؛ آنها از او اطاعت کنند و او را بپرستند؛ این اطاعت و حضور، حق بالذاتی است که برای خدای متعال ثابت است. سایر حقوق نیز از حق اطاعت نشئت می گیرند؛ یعنی برگشت همه حقوق دیگر به این حق اطاعت است؛ هرجا مرز اطاعت خدا صدمه ببیند، حقی پایمال شده است.

    چون مبنای همه حقوق اراده الهی است، خود خدای متعال برای بشر بر خودش حقوقی معین فرموده است، و این حقوق، حقوقی است که می توان از آنها در منظومه حقوق بشر یاد کرد؛ چون حقوقی است که خدا برای بشر، بر خود مفروض دانسته است. برای مثال، این حق را خدای متعال برای انسان ها بر خود مفروض داشته است که اگر دیگران امر او را اطاعت کنند، او در برابرش به آنها پاداش دهد؛ این از آن نمونه حقوقی است که خدای متعال برخود اعتبار و فرض کرده است. بنابراین، اگر از دیدگاه اسلامی همین حقوق شرع را تبیین کنیم، شامل آن دسته از حقوقی خواهد شد که خدای متعال برای بشر بر خود فرض و اعتبار کرده است.

    دو نوع رابطه بین امر به معروف و نهی ازمنکر و حقوق بشر وجود دارد؛ یکی رابطه نظری، بدین معنا که نظام حقوق بشر در سطح تئوری از بستر مضنون های مربوط به معروف و منکر برمی خیزد؛ یعنی بر مبنای این معروف و منکرها، الزام هایی را تعریف می کنیم؛ مانند اینکه برمبنای معروف ها و منکرها تعدی به دیگران ظلم است؛ در اینجا حقی برای بشر بر این مبنا شکل می گیرد و آن اینکه هر انسانی حق دارد در برابر تجاوز دیگران از حریم خودش دفاع کند، و این همان حق دفاع است؛ دوم از نظر عملی، که ضمانت اجرایی حقوق بشر، همین امر به معروف و نهی ازمنکر است؛ بنابراین، یکی از امتیازات دین اسلام و نظام اسلامی این است که تنها به تعریف حقوق اکتفا نکرده، و در کنار تعریف و تبیین مرزهای حقوق، برای آن ضمانت اجرایی نیز ارائه کرده است.

    نکته دیگر این است که آیا لازم است نهی ازمنکر به نتیجه برسد؟ در پاسخ باید گفت همیشه چنین اقتضایی وجود ندارد؛ لازم نیست حتماً بدانیم که نهی از منکر به نتیجه می رسد؛ یعنی منجر به از بین رفتن منکر می شود؛ همین که با نهی از منکر، منکر بودن منکر را در جامعه تثبیت کنیم، بدان معناست که هویت فرهنگی جامعه را حفظ کرده ایم؛ حمایت از هویت فرهنگی جامعه که در واقع زیرساخت یک جامعه است، خود یک هدف است؛ زیرا تغییر نظام بایست ها و نابایست ها یا تغییر نظام شایسته ها و ناشایسته ها بسیار خطرناک است؛ وقتی هویت جامعه ای تغییر یابد، آینده آن جامعه تباه خواهد شد؛ یعنی جامعه ای که هویت فرهنگی منحرفی پیدا کند، امکان اصلاحش منتفی خواهد بود، مگر آنکه دوباره هویت به او بازگردد.

    متأسفانه برخی می پندارند امر به معروف و نهی ازمنکر موجب نقض حقوق بشر می شود؛ درحالی که امر به معروف و نهی ازمنکر نه تنها تناقض و منافاتی با حقوق بشر و آزادی ها ندارد، بلکه بهترین راه تضمین کننده حقوق بشر در هر دو بعد فردی و اجتماعی است. افزون بر این، مبنای نظری حقوق نیز خود نظام معروف ها و منکرهاست.

    برخی می پندارند منشأ امر به معروف و نهی از منکر آزادی بیان است؛ یعنی باید آزادی بیان داشته باشند تا بتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ درحالی که این گونه نیست. منشأ آن، ولایت الهی است که خداوند به مؤمنان داده است و ریشه در بندگی خدا دارد.

    آیت الله عباس کعبی

    امر به معروف و نهی از منکر، همه منظومه فکری جامع اسلام در عرصه باورها، ارزش ها، رفتارها، روش ها و ساختارها، در جنبه های گوناگون فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، مدیریتی و عرصه های خدماتی و عرصه های مختلف مربوط به نهادها، مانند نهاد خانواده، بازار، اقتصاد، دولت، رسانه، نهادهای مذهبی مثل مسجد و مناسک و اقشار گوناگون جامعه مثل زنان، مردان، جوانان، دانشگاهیان، حوزویان، کارمندان، کارگران و معلمان را دربرمی گیرد. در واقع، امر به معروف و نهی ازمنکر ضمانت اجرای اسلام در عرصه های مختلف است.

    برخی می پندارند منشأ امر به معروف و نهی از منکر آزادی بیان است؛ یعنی باید آزادی بیان داشته باشند تا بتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ درحالی که این گونه نیست. منشأ آن، ولایت الهی است که خداوند به مؤمنان داده است و ریشه در بندگی خدا دارد. این موضوع برخاسته از حق آزادی بیان نیست؛ بلکه نوعی شباهت سازی مفهومی با مبانی متفاوت است. حق آزادی بیان با ادبیات معاصر مربوط به ادبیات لیبرالیسم است. امر به معروف و نهی از منکر مربوط به منظومة نظام حقوقی اسلام است و باید در این منظومه معنا شود.

    حجت الاسلام والمسلمین
    احمد مبلغی

    اسلام برای معالجه و اصلاح جامعه دو راهکار دارد؛ یکی اصلاح از نوع ارشاد، و دیگری از نوع امر به معروف و نهی ازمنکر؛ اگر جامعه چنان است که امر به معروف ها و نهی از منکر ها در افراد آن تأثیر نمی گذارد، بدان معناست که این جامعه از نظر معرفتی در جایگاه تنزل یافته ای قرار گرفته است و باید آن را از این حیث ارتقا بخشید. امر به معروف و نهی از منکر همیشه برای جاهایی است که بخشی از جامعه به قوانین و معروف ها عمل می کنند و برخی دیگر می خواهند جامعه را آلوده کنند. در این صورت، برای مواجهه با گروهی که قصد آلوده کردن جامعه را دارند، باید با سلاح امر به معروف و نهی از منکر به میدان آمد. اگر همه در حال انجام دادن یک نوع گناه هستند، امر به معروف و نهی از منکر به معنای خاصش نباید پیگیری شود؛ بلکه باید در این شرایط به معرفت افزایی روی آورد و از روش ارشاد استفاده کرد.

    در امر به معروف و نهی از منکر باید به دو نکته توجه کنیم؛ نخست اینکه این موضوع را صرفاً روی یک موضوع خاص متمرکز نکنیم؛ زیرا در اسلام گناهان متنوعی بیان شده است که از حیث رتبه، برخی از آنها کبیره و برخی صغیره اند. اگر دستگاه امر به معروف و نهی از منکر را روی یک گناه خاص متمرکز، و به گناهان دیگر بی توجهی کنیم، هم آن گناهانی که امر به معروف نسبت به آنها انجام نمی گیرد، رخ می دهد و هم گناهی که درباره آنها امر به معروف صورت می گیرد؛ زیرا این یک منظومه است. برای مثال، چه بسا در جامعه ده ها گناه اقتصادی یا فردی و یا اجتماعی صورت گیرد؛ اما اگر فقط روی بی حجابی تمرکز، و امر به معروف و نهی از منکر را صرف آن کنید، این نوعی ضربه زدن به مسئله امر به معروف و نهی از منکر است؛ نکتة دوم این است که این موضوع باید همگانی باشد. اگر در جامعه چندمیلیونی فقط تعداد محدودی امر به معروف کنند، این بی تأثیر خواهد بود؛ بلکه کار باید به صورت همگانی و گروهی باشد. بنابراین، لازم است جامعه اول به شکل گروهی امر به معروف کند؛ اگر جامعه به سمتی رفت که گروهی امر به معروف نکردند، بدین معناست که خللی در نگاهشان نسبت به امر به معروف هست. پس نخست باید خود امر به معروف را برپا داشت و بعد به سمت احیا و پایداری و برپا داشتن وظایف دیگر پیش رفت.

    آیت الله اراکی:

    برخی می پندارند امر به معروف و نهی ازمنکر موجب نقض حقوق بشر می شود؛ درحالی که امر به معروف و نهی ازمنکر نه تنها تناقض و منافاتی با حقوق بشر و آزادی ها ندارد، بلکه بهترین راه تضمین کننده حقوق بشر در هر دو بعد فردی و اجتماعی است.

     حجت الاسلام والمسلمین
    دکتر مسعود راعی*

    امر به معروف و نهی از منکر چه در امت‏های گذشته، چه در امت اسلامی و چه در جامعه جمهوری اسلامی، همیشه یک مسئله مهم بوده است. آیات قرآن نیز این موضوع را یادآور شده اند که همیشه انبیاء با این مسئله مواجه بوده اند.

    نکته اول اینکه، بین اصول قانون اساسی تفاوت هایی وجود دارد؛ برخی اصول بدون هرگونه پیش‏زمینه‏ای، قابلیت اجرا شدن دارند؛ اما اجرا کردن اصل هشتم قانون اساسی بدون فرهنگ‏سازی امکان پذیر نیست. برای مثال، حقوق بشر اروپایی و گفتمان جهانی پس از حدود دویست سال فرهنگ سازی شکل گرفته است؟

    نکته مهم این است که باید امر به معروف و نهی از منکر را از دو بعد فردی و حکومتی بررسی کرد. پرسش این است که آیا از منظر فقه حکومتی، در حوزه امر به معروف و نهی از منکر یک سند متقن علمی با قابلیت اجرایی شدن وجود دارد؟ به نظر می آید هنوز چنین چیزی نداریم. البته می توانیم اقوال فقیهان را در کنار هم گردآوریم؛ ولی بین این اقوال و رویکرد اجرایی و عملیاتی تفاوت زیادی وجود دارد.

    نکته دیگر اینکه، آیا امر به معروف و نهی از منکر بعد حاکمیتی است یا مجرای حاکمیتی؟ به نظر می آید ریشه این نگاه، نبود نگاه دقیق به این مسئله است؛ امر به معروف و نهی از منکر باید هم جنبه حاکمیتی داشته باشد و هم مجرای اعمال حقوق حکومتی است. یکی از شروط امر به معروف و نهی از منکر هم این است که احتمال خوف و آبرو برای خود و دیگران نداشته باشد؛ چه زمانی می توان این هزینه‏ها را کم کرد؟ هنگامی که فرد در پناه حاکمیت باشد و این زمانی معنا می یابد که این موضوع در فقه حکومتی تبیین شده باشد، وگرنه اگر از منظر فردی بدان بنگریم، احتمالات زیادی وجود دارد و چه بسا بر اساس احتیاط این وظیفه را وانهیم.

    حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدناصر سقای بی‏ریا[1]

    ماهیت مقوله امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی است؛ یعنی به منزلة یک پدیدة اجتماعی قابل تغییر مطرح است. برای مثال، حضرت امیر علیه السلام در نهج‏البلاغه می فرمایند: «و لاعندهم انکر من معروف و لاعندهم اعرف من المنکر»؛ یعنی گروهی هستند که چیزی نزدشان منکرتر از معروف، و معروف‏تر از منکر نیست؛ یا روایاتی که می‏فرمایند اگر شما امر به معروف و نهی از منکر نکنید، به جایی می‏رسد که منکر معروف، و معروف منکر می‏شود. پس معلوم می‏شود این مفهوم با قضاوت‏های عمومی سروکار دارد.

    نکته دیگر اینکه، امر به معروف و نهی از منکر به اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه در همه جوامع یک سری ارزش‏ها و هنجارها وجود دارد. در مطالعات حوزه روان شناسی، به ویژه روان شناسی اجتماعی تأثیرگذاری قضاوت‏های دیگران در دیدگاه ها و رفتارهای افراد، کاملاً اثبات شده است. آنچه در امر به معروف و نهی از منکر بیش از جلوگیری از خود رفتار مهم است، حمایت از آن نرم اجتماعی برگرفته از وحی است؛ یعنی مهم این است که این معروف، معروف و این منکر، منکر بماند. اگر کسی کار نامأنوسی انجام داد و ده نفر این خطا را به او یادآوری کنند، بی شک در او تأثیر خواهد گذاشت؛ زیرا فرد می‏بیند که جامعه پذیرای او نیست. در روایات، آخرین مصیبت ترک این موضوع، این نیست که فساد همه جا را می‏گیرد؛ بلکه آخرین خطر این است که معروف، منکر و منکر، معروف می‏شود و این ارزشمندترین چیزی است که باید بدان

    ØØØامر به معروف و نهی از منکر به اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه در همه جوامع یک سری ارزش‏ها و هنجارها وجود دارد. در مطالعات حوزه روان شناسی، به ویژه روان شناسی اجتماعی، تأثیرگذاری قضاوت‏های دیگران در دیدگاه ها و رفتارهای افراد، کاملاً اثبات شده است. آنچه در امر به معروف و نهی از منکر بیش از جلوگیری از خود رفتار مهم است، حمایت از آن نرم اجتماعی برگرفته از وحی است؛ یعنی مهم این است که این معروف، معروف و این منکر، منکر بماند

    توجه کنیم.

    غربی ها کاملاً به تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر واقف اند. برای مثال، وقتی من در خارج از کشور بودم، اگر کسی مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی‏کرد، دیگران برای او بوق ممتد می‏زدند. پس این مسئله به مسلمانی ارتباطی ندارد. چون رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی برای جامعه‏شان خوب است، و در نتیجه از این هنجار دفاع می‏کنند. در هر جامعه‏ای، آن مجموعه ارزش‏ها و هنجارها و معروف‏ها و منکرها متفاوت است. یعنی چه بسا بر اساس دین و عقاید خودشان هنجارهایی داشته باشند. برای نمونه، ما بر اساس آموزه‏ها و ارزش‏های اسلامی یکسری هنجارها داریم؛ بنابراین، خیلی سخت نیست که بگوییم این با حقوق بشر منافات ندارد. چون همه جوامع این قوانین را دارند. خود قانون یکی از ارزش‏هاست. یعنی اگر کسی از قانون دفاع کند، مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. پس این مسئله هیچ منافاتی با حقوق بشر دارد.

    دکتر عباس علی عظیمی شوشتری[2]

    باید مفهوم امر به معروف و نهی از منکر را فراتر از آنچه هست در نظر بگیریم؛ یعنی هر عملی را که بر تشویق افراد به انجام معروف و نهی از منکر دلالت کند، دربرمی گیرد؛ براین اساس، هر کسی که برای ارزش‏ها و هنجارهای مورد قبول خودش تبلیغی انجام دهد، به زعم خودش تبلیغی برای امر به معروف و نهی از منکر انجام داده است و به اسلام

    باید منظومه‏ای فکر کنیم. غرب منظومه‏ای کار کرده است؛ یعنی در غرب، فضای سیاسی و اقتصادی و اصول فرهنگی و اجتماعی‏اش همدیگر را پوشش می دهند و در تعارض نیستند؛ منظومه‏ای به نام لیبرال دموکراسی، در حوزه اجتماعی سکولاریسم و در عرصه اقتصاد کاپیتالیسم را ارائه داده است، و همه اینها نیز برای یک مفهوم است. بنابراین، ما نیز در حوزه امر به معروف و نهی از منکر و به تبع آن در حوزه فرهنگ، باید منظومه‏ای فکر کنیم. بدین منظور نیز ابتدا باید از پایه‏ها شروع کنیم؛ یعنی از مفهوم، اهداف، مبانی و چرایی شروع، و پس از آن چگونگی اجرایش را بررسی ‏کنیم×××

    اختصاص ندارد. در حقیقت تمام دستگاه‏های عریض و طویل تبلیغاتی، ماهواره‏ها و سایت‏ها امر به یک معروف و نهی از یک منکر می‏کنند؛ منتها معروف و منکری که مدنظر خودشان است. جالب است با وجود اینکه حقوق بشر به دنبال آن است که انسان‏ها را با یک پلورالیسم فرهنگی مواجه کند، یعنی دولت‏ها را در برابر باورهای آنها بی‏طرف اعلام کند، در گزارش سال2011 سازمان حقوق بشر سازمان ملل آمده است که هدف توسعه پایدار در این است که انسان‏ها آن گونه زندگی کنند که خودشان می‏خواهند و باور دارند؛ یعنی بی‏طرف نسبت به همه باورها.‏ با این وضع، در نظام ایالات متحده امریکا، بیشترین هزینه را چه در حوزة ابزاری و چه در حوزه روشی، در گسترش آنچه که خودشان معروف یا منکر می‏دانند، به کار می‏گیرند؛ با این تفاوت که آنها معرف خودشان را با تعریفی که ما از معروف داریم، کاملاً متفاوت می‏دانند.

    بدیهی است وقتی معروف و منکر متفاوت می‏شود، روش‏های معروف و منکر نیز متفاوت می‏شود. یعنی وقتی به سمت هدفی حرکت می‏کنید، خواه ناخواه روشی که برای رسیدن به آن هدف در نظر می‏گیرید، رنگ و بوی این هدف را پیدا می‏کند؛ یعنی نمی توان گفت روش‏ها بی‏طرف هستند و هدف تأثیری در روش‏ ندارد؛ حتی ساختارها هم متفاوت می‏شوند.

    اگر مسئله امر به معروف و نهی از منکر یک مسئله کلان است و هر دعوتی را دربرمی گیرد، پس وزارت ارشاد، صدا و سیما، دفتر تبلیغات اسلامی و... نیز یک سازمان امر به معروف و نهی از منکری هستند؛ اما ساختار آنها به گونه‏ای است که با مفاهیم و اصول و مبانی امر به معروف و نهی از منکر سازگار نیست؟ این بدان دلیل است که این ویژگی ساختاری که نظام جمهوری اسلامی آن را به کار گرفته است، چیزی نیست که برای معروف و منکر مورد نظر ما طراحی شده باشند؛ یعنی حتی این ساختارها را ما عاریه گرفته‏ایم. فیلم و سینما برای چیست؟ چرا سینمای ما که قرار است بیشترین تأثیر را در حوزه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد، در اختیار ما نیست و حتی قادر نیستیم این ساختار را متحول کنیم. چرا؟ آیا کافی است که به دخترخانمی بگوییم حجابت را رعایت کن، و بعد صدا و سیمای ما بدترین نوع حجاب را تبلیغ کند؟ آیا می توانیم دوگانه عمل کنیم؛ در حوزه عمل به یک شکل

    به نظر من اولین مشکل ما در حوزه امر به معروف و نهی از منکر این است که نگرش مردم و نیز مسئولان نسبت به امر به معروف و نهی از منکر یک نگرش مثبت نیست؛ یعنی یا نگرشی ندارند یا منفی است یا آسیب دیده است. اگر بخواهیم در مورد پدیده‏ای فرهنگ‏سازی کنیم، لاجرم باید نگرش ها را نسبت به آن مسئله تغییر دهیم×××

    برخورد کنیم و در حوزه ساختاری به شکلی دیگر. مقام معظم رهبری می فرمایند باید منظومه‏ای فکر کنیم. غرب منظومه‏ای کار کرده است؛ یعنی در غرب، فضای سیاسی و اقتصادی و اصول فرهنگی و اجتماعی‏اش همدیگر را پوشش می دهند و در تعارض نیستند؛ منظومه‏ای به نام لیبرال دموکراسی، در حوزه اجتماعی سکولاریسم و در عرصه اقتصاد کاپیتالیسم را ارائه داده است، و همه اینها نیز برای یک مفهوم است. بنابراین، ما نیز در حوزه امر به معروف و نهی از منکر و به تبع آن در حوزه فرهنگ، باید منظومه‏ای فکر کنیم. بدین منظور نیز ابتدا باید از پایه‏ها شروع کنیم؛ یعنی از مفهوم، اهداف، مبانی و چرایی شروع، و پس از آن چگونگی اجرایش را بررسی ‏کنیم؛ اما اگر بخواهیم به شکل پراکنده و مجزا کاری انجام دهیم، به نتیجه نخواهیم رسید؛ باید کارهای بنیادی مورد نظر مقام معظم رهبری را با عنوان تحول در علوم انسانی آغاز کنیم که یکی از مواردش همین موضوع است.

    دکتر رضا بازرگان*

    یکی از مسائلی که موضوع امر به معروف و نهی از منکر را در طی سی سال گذشته تهدید کرده، بحث نگرش است. غربی‏ها واژه‏ای به نام Attitude به معنای نگرش دارند که در هجابندی نیز وقتی جمع این حروف را می‏بندید، صد می‏شود. هیچ کلمه‏ای در زبان انگلیسی این ویژگی را ندارد و می‏گویند جادوست. آنها بر این باورند که تا مادامی که نگرش افراد یک جامعه را تغییر ندهید، نمی توانید کاری انجام دهید. به نظر من اولین مشکل ما در حوزه امر به معروف و نهی از منکر این است که نگرش مردم و نیز مسئولان نسبت به امر به معروف و نهی از منکر یک نگرش مثبت نیست؛ یعنی یا نگرشی ندارند یا منفی است یا آسیب دیده است. اگر بخواهیم در مورد پدیده‏ای فرهنگ‏سازی کنیم، لاجرم باید نگرش ها را نسبت به آن مسئله تغییر دهیم.

    نکته دیگر اینکه، یکی از موضوع هایی که غربی‏ها در آن موفق بودند این است که به شدت پدیده‏ها را عقلایی می‏کنند. غربی‏ها در حوزه‏های فرهنگی به شدت به دنبال عقلایی کردن مسائل هستند. یعنی مسائل را آن‏طور که هست ببینند، نه آن‏ گونه که باید باشند؛ اما امروزه موضوعی مانند حجاب را با دلسکوت در دانشگاه خود سامان می‏دهند. رئیس دانشگاه پنسیلوانیا می‏گوید من بیست هزار دانشجو دارم. اگر دانشجویی را دیدید که برخلاف دلسکوت پوششی داشت، من کارم را رها خواهم کرد. پرسش من این است که کدام یک از رؤسای دانشگاه های ما می‏توانند چنین ادعای بکنند؛ این فرد پدیده‏ای به نام لباس مشخص برای مکان مشخص را کاملاً عقلایی کرده است؛ حتی موضوع امر به معروف و نهی از منکر نیز در آنجا وجود دارد؛ البته بدون صبغه الهی و به شکل social و تحت قراردادهای اجتماعی؛ بدین معنا که پدیده امر و نهی

    چرا ما در امر به معروف و نهی از منکر جواب نمی‏گیریم؟ چون تکریم در کار نیست. به قول دوستان صاف در پیشانی طرف می‏رویم! و این درست نیست. ما می‏گوییم امر به معروف و نهی از منکر خوب آن است که دارای چند «تاء» باشد: تکریم، تذکر، تأثیر، تأثر، تکرار، تشکر. ×××

    را کاملاً عقلایی کرده است. امروز در جوامع اروپایی مردم به راحتی به یکدیگر تذکر می‏دهند؛ می گویند باید خودکنترلی و دگرکنترلی داشته، و مسئولیت ‏پذیر باشیم؛ این یعنی چشم عمومی (Public Eye)؛ حکومت به مردم گفته است که شما چشم عمومی هستید.

    در برخی از کشورهای اروپای شمالی که فقر آفتاب و به همین دلیل، کمبود برخی ویتامین ها وجود دارد، آنها به محض اینکه آفتاب می‏آید، بیرون می آیند و از این موهبت استفاده می کنند؛ افرادی که سن شان بیشتر است، از همان لب پنجره از آفتاب استفاده می‏کنند. پیرمرد یا پیرزنی که کنار پنجره آفتاب می‏گیرد، بیکار نیست؛ بلکه تلفن همراه و بی‏سیم همراهش دارد. دولت به او گفته است آن چیزی را که می‏بینی به من گزارش کن و نیازی نیست در کار دیگران تجسس کنید؛ من خودم برخورد می‏کنم؛ یعنی به راحتی موضوعی به نام امر به معروف و نهی از منکر را که حدود بیش از سی سال نتوانسته ایم به شکل شایسته انجام دهیم، آنها به شکل عقلایی ارائه داده اند و جامعه نیز پذیرفته است.

    یکی از مشکلات ما در طی این سال ها این بوده است که قانون‏گذار احساس می‏کرده است که چه بسا این قانون با بقیه اصول در تباین، تنافر و تزاحم باشد. غربی‏ها در این نوع مسائل کارها را عقلایی می‏کنند، نه عقلانی، و به همین خاطر هم پیش می‏روند. در کشور ما شورای نگهبان یک نظارت پیشینی‏ای را در انتخابات اعمال می‏کند. به همین علت برخی کژاندیشان اعتراض هایی می کنند؛ اما جالب است بدانید که در فرانسه شورای قانون اساسی فرانسه در انتخابات و نمایندگان، هم نظارت پیشینی دارد و هم نظارت پسینی؛ یعنی این گونه نیست

    . . .  قبل از امر و نهی، باید خود را به ادب و اخلاق مزین کنیم. چقدر در مدارس ما در مورد ادب و اخلاق صحبت می‏شود؟ آیا آمری که ادب ندارد، امر به معروفش به دل می‏نشیند ×××



    که یک نماینده بعد از رد صلاحیت شدن چهار سال رها باشد. در قانون اساسی فرانسه تعبیه شده است که شورای قانون اساسی فرانسه علاوه بر اینکه نظارت پیشینی دارد، نظارت پسینی هم دارد؛ یعنی با این عقلایی کردن، خیلی از کارها را نسبت به ما انقباضی‏تر انجام ‏می‏دهند؛ اما یک پذیرش عمومی دارد.

    نکته بعدی اینکه، ترسی وجود دارد که می پندارند امر به معروف و نهی از منکر ورود به حوزه خصوصی است. این موضوع بسیار جدی است؛ یعنی اگر دو آیتم را از امر به معروف و نهی از منکر حذف کنیم، ورود به حوزه خصوصی می‏شود. آن دو عنصر همان است که امام موسی بن جعفر علیه السلام در مورد بشر حافی اجرا کردند و به حوزه خصوصی هم ورود نکردند؛ یکی بحث محبت است که می گویند فلسفه امر به معروف و نهی از منکر محبت است و به تعبیر حضرت امام رحمت رحیمیه است. آیا کسی در مقابل محبت می‏تواند موضع بگیرد؟ دوم نیز عنصر تکریم است. همین دو عنصری که امام علیه السلام به آن توسل و تمسک جستند، و وارد حریم خصوصی نیز نشدند؛ در حالی که در معنای ظاهر، واقعاً ورود به حوزه خصوصی بود؛ اما چون دو مؤلفه محبت و عشق و تکریم را داشت، چنین تلقی ای را به وجود نیاود.

    چرا ما در امر به معروف و نهی از منکر جواب نمی‏گیریم؟ چون تکریم در کار نیست. به قول دوستان صاف در پیشانی طرف می‏رویم! و این درست نیست. ما می‏گوییم امر به معروف و نهی از منکر خوب آن است که دارای چند «تاء» باشد: تکریم، تذکر، تأثیر، تأثر، تکرار، تشکر. اگر امر به معروف و نهی از منکری این شش مؤلفه‏ را داشته باشد، به یقین مفید خواهد بود. امروزه حدود هشت تا نه میلیون پرونده قضایی داریم؛ وقتی آنها را بررسی می کنیم درمی یابیم که علت اصلی آن این است که ما با هنر ارتباط کلامی آشنا نیستیم؛ زن و شوهر نمی توانند با هم ارتباط کلامی برقرار سازند؛ دانشجوی ما نمی‏داند با استاد چگونه صحبت کند.

    ØØØ یکی از مهم ترین نقص های ما در این عرصه این است که طی سی سال گذشته، امر به معروف و نهی از منکر را با عنصر هنر عجین نکردیم. کسی که می‏خواهد چیزی را تبلیغ کند، باید چهار «عین» را در نظر بگیرد: عشق، عقل، علم، عارف به ذات مخاطب



    نکتة دیگر این است که جامعه به طور کلی نسبت به امر و نهی بازتاب منفی نشان می‏دهد. گوستاولوبون می‏گوید اگر از من بپرسند چرا امروزه غرب مایه مباهات و رشک دیگر کشورها شده است، پاسخ یک کلمه، و آن انتقاد است؛ اولاً هر چه از قرون وسطی فاصله گرفتیم و به سمت قرون جدید و کلاسیک آمدیم، انتقادها عریان‏تر شد، و ثانیاً هیئت حاکمه از این انتقادها استقبال کرد. خیلی جالب است که کسی مانند گوستاولوبون می‏گوید علت العلل پیشرفت مادی غرب در یک کلمه به نام انتقاد نهفته است؛ همان چیزی که ما به آن می‏گوییم تأثیر و تأثر. امروز چقدر جامعه تأثر دارد و پذیرندة نقد است؟ چقدر روی این موضوع کار کرده‏ایم؟ امروز جامعه ما آشفته می‏شود و نمی‏پذیرد. به نظر من، مدرسه و دانشگاه ما باید روی این موضوع خوب کار کنند؛ زیرا به نظر می آید آستانه تحمل جامعه پایین است.

    یکی از مهم ترین نقص های ما در این عرصه این است که طی سی سال گذشته، امر به معروف و نهی از منکر را با عنصر هنر عجین نکردیم. کسی که می‏خواهد چیزی را تبلیغ کند، باید چهار «عین» را در نظر بگیرد: عشق، عقل، علم، عارف به ذات مخاطب. به نظر من مورد چهارم خیلی مهم است. سیسه‏روم می گوید اگر می‏خواهید برای خودت دشمن بسازی، به کسی سیلی نزن، فقط به یک کسی بگو تو نمی‏فهمی، در این صورت دشمن خوبی برایت خواهد شد. کاری که ممکن است در امر به معروف و نهی از منکر ما با جوانان کرده باشیم، این است که آمر یا ناهی به مأموربه و منهی عنه این را تلقین می‏کند که شما نمی‏فهمید و من در یک موضع تفرعن و بالاتری هستم.

    مسئله بعدی این است که در جامعه‏ای که قانون نباشد، به طریق اولی امر به معروف و نهی از منکر نخواهد بود. در جامعه‏ای که مسئولان به نهادهای قانونی بی توجهی می‏کنند، آیا انتظار دارید امر به معروف و نهی از منکر نهادینه شود. وقتی مسئولی نسبت به اهرم‏های تکلیفی ـ تنبیهی و تشویقی قانون تمکین نمی‏کند، آیا توقع دارید مردم از یک جوان امر به معروف و نهی از منکر بشنوند. به نظر می آید باید واقع‏بینانه‏تر به این قضیه نگاه کرد. نظام باید یک نظام پاسخگو باشد. ما نمی توانیم امر به معروف و نهی از منکر را در یک حکومت شیشه‏ای اجرا کنیم. چرا الگاریتم حرکت اباعبدالله علیه السلام برای قیام، امر به معروف و نهی از منکر بود؟ بدین خاطر که حکومت به هیچ قانونی، اعم از وضعی و فطری پایبند نبود.

    نکتة آخر که بر آن تأکید دارم این است که قبل از امر و نهی، باید خود را به ادب و اخلاق مزین کنیم. چقدر در مدارس ما در مورد ادب و اخلاق صحبت می‏شود؟ آیا آمری که ادب ندارد، امر به معروفش به دل می‏نشیند؟ به نظر من، علت اصلی اینکه امر به معروف و نهی از منکر اثر ندارد، این است که با ادب عجین نیست.



    * دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد مستقل نجف آباد.

    [1]. معاون پژوهشی و استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی€

    [2]. معاون پژوهشی و استادیار پژوهشگاه امام صادق علیه السلام

    * مدرس حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و مدیر فرهنگی و اجتماعی ستاد  امر به معروف و نهی از منکر.

     

    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1404) امر‌به‌معروف و نهی ‌از ‌منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر. دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، ()، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده)."امر‌به‌معروف و نهی ‌از ‌منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر". دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، ، ، 1404، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1404) 'امر‌به‌معروف و نهی ‌از ‌منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر'، دو فصلنامه پویشی در علوم انسانی، (), pp. -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده). امر‌به‌معروف و نهی ‌از ‌منکر و نسبت آن با آزادی و حقوق بشر. پویشی در علوم انسانی، , 1404؛ (): -